مرد پشت پیش خوان داروخانه که رسید سلامی کرد و به متصدی داروخانه گفت " ببخشین برای سوختگی دارو بدون نسخه پزشک میدین" خانمی که مسئول داروخانه بود در حالی که از روی صندلی بلند میشد گفت " بله یه لحظه صبر کنین " و به سمت قفسه های دارو به راه افتاد جلوی یکی از قفسه ها که رسید . دارویی را انتخاب کرد و به سمت مرد حرکت کرد . و در حالی که قوطی دارو را داخل یک نایلون می گذاشت رو به مرد گفت" دستورش روش نوشته شده " و نایلون را به دست مرد داد . مرد در حالی که قوطی را از نایلون بیرون می آورد گفت " ممنون چقدر میشه " زن رو صندلی نشست و گفت" برین صندوق حساب کنین" مرد انگار که صدای زن را نشنیده باشد به قوطی سفیدی که در دست داشت زل زده بود . زن که متوجه تعجب مرد خریدار شده بود پرسید " ببخشین مشکلی پیش اومده " مرد گفت " روی این نوشته فقط برای استعمال خارجی " زن از روی میز بلند شد و به سمت مرد آمد دارو را گرفت نگاهی به آن کرد و اخمی کرد و گفت " خوب پماد سوختگیه دیگه .کجای بدنتون سوخته ؟ ازین پماد روزی 3 بار بمالین روش " مرد سرش را پایین انداخت قدری مکث کرد و به چشمهای زن خیره شد و گفت " قرص سوختگی یا شربت سوختگی دارین بهم بدین؟ " زن پوزخندی زد و گفت " قرص سوختگی!...شربت سوختگی! "مرد قبل ازینکه زن حرف دیگری بزند دستش را روی قلبش گذاشت و گفت " دلمو سوزوندن"
↧




