Quantcast
Channel: وب نوشته های یك جراح
Viewing all articles
Browse latest Browse all 427

سیگاری ها

$
0
0

همیشه وقتی سوار تاکسی میشم Favoriteم پشت سر رانندس در حالی که سرم رو به شیشه تکیه دادم و آدما رو نیگاه میکنم دیروز وقتی راننده پشت چراغ قرمز ایستاده بود نگاهم به ماشین بغلی افتاد . مرد راننده در حالی که سیگار میکشید به اعتراضهای زنی که کنارش نشسته بود با بی اعتنایی گوش میداد البته من اینطور فکر میکردم . مرتب به سیگارش پک میزد و دودش رو تو فضای ماشین خالی میکرد. زن بدون وقفه در حال حرف زدن بود و از میمیک صورتش معلوم بود که دل پری داره . دلم به حالش سوخت مطمئن بودم یکی از مشکلاتش با این مرد سیگاری بودنشه . چقدر بی انصاف بود .برای یک لحظه دلم خواست سیگارشو از دستش بگیرم و تو حلقش خاموش کنم . یاد آمار های سرطان به علت سیگار افتادم که گاهی تو نزدیکان سیگاری ها از خود سیگاری ها بیشتره .با خودم گفتم بیچاره داره از بی اکسیژنی میمیره. ولی حتما تو دلش حرف نگفته داره که اینجوری اینو تحمل میکنه . داشتم به انواع روش های خفه کردن مرد فکر میکردم که دیدم اون خانمه کیفشو باز کرد و یه پاکتی رو ازش بیرون آورد بعد در اون پاکت رو هم باز کرد و یه سیگاری مثل سیگار برگ از توش بیرون آورد و بعدش سیگار مرد رو گرفت و با آتیش سیگارمردسیگار خودشو روشن کرد دو سه پک عمیق به سیگارش زد و وقتی دودش رو بیرون داد یاد لوکوموتیو های قدیم افتادم . انقدر دود تو ماشینه جمع شده بود که مرد شیشه سمت خودش و زن رو کامل داد پایین...
دلم به حال مرد سوخت مطمئن بودم یکی از مشکلاتش با این زن سیگاری بودنشه . چقدر بی انصاف بود .برای یک لحظه دلم خواست سیگارو از از دست زن بگیرم و تو حلقش خاموش کنم . یاد آمار های سرطان به علت سیگار افتادم(مجدداً) که گاهی تو نزدیکان سیگاری ها از خود سیگاری ها بیشتره .


Viewing all articles
Browse latest Browse all 427

Latest Images

Trending Articles



Latest Images