کهساعت 10 شب یه مریض میارن تو اورژانس با خونریزی فعال گوارشی
که رزیدنت سال 4 تا یک رشته داخلی و جراحی میرن رو ویبره
که چن تا پرستار باید گوش به فرمان رزیدنتا order اجرا کنن
که از اول باید گروه داخلی و گوارش با چه استرسی سعی کنن با تزریق خون و آندوسکوپی و... کارای غیر جراحی خونریزی رو بند بیارن
که فکر کن حالا چن وقته قحطی خون اومده و نصف درخواستی رو که داری بانک خون بهت میده
که ببین با چه استرسی رزیدنتای جراحی مراقب همکاراشونن ببینن کارشن موفقیت آمیزه یا نه
که حالا فکر کن گروه داخلی بگه کار من نیست
که حالا زنگ بزن گروه بیهوشی و با رزیدنتای کشیکشون هماهنگ کن که مریض بد حال داریم
که بعد با پرسنل اتاق عمل هماهنگ کن که سریع خودشون رو آماده کنن
که حالا بگردین رزیدنت قلب رو هم پیدا کنین مریض سابقه مشکلات قلبی هم داشته
که حالا یه تیم بی هوشی تو اتاق عمل درگیر مریض شده
که تو این هاگیر واگیر تخت آی سی یو خالی تو بیمارستان نیست
که حالا زنگ بزنین به دونه دونه رزیدنتایی که مریض تو آی سی یو دارن و التماس کنین اگه مریض قابل انتقال به بخش دارن، بجنبن
که الان شکم مریض رو باز کردی و با چه بدبختی داری سعی می کنی خونریزی رو بند بیاری
که الان رزیدنتای بی هوشی هم خون برای تزریق لازم دارن و باز کمبود خون
که الان استرس این . . .
که الان استرس اون . . .
و 24 ساعت تمام صرف انرژی و وقت و پول. . . برای یک محکوم به اعدام
نتیجه اینکه ما به صورت کاملا موفقیت آمیز مریض رو تا پای چوبه دار زنده نگه داشتیم





