نقل شده از والدین این وروجک که به علت ترس از دست زدن به یه وسیله ای( که برای ما هم پوشیده مونده)، از یه سامسونت استفاده شده و هر چی هم جیغ و داد زده که بهم بدینش افاقه نکرده. تا اینکه دفعه بعدی که میرن سراغ کیف و اونو برمیدارن. امیررضا با یه دوربین میاد جلو و میگه اقلا بذارین ازش عکس بگیرم بعدا به همه نشون بدم ببینن شما چقدر منو اذیت می کردین.. خلاصه عکسش رو از دور میگیره و با یه قیافه مظلوم میره دنبال کارش. فرداش باد خبر میاره این وروجک تو اتاق تنهاست و رفته سر کیف. بعد که مچش رو میگیرن بهش میگن چه جوری در کیف رمز دار رو باز کردی؟ از کجا فهمیدی رمزش چیه؟ با اعتماد به نفس کامل میفرمایند که « ورد جادوگری خوندم ». و وقتی دیگه می بینه که اوضاع خیلی پسه و داره از گوشای والدین محترم دود به بیرون شوت میشه و تهدید به بعضی تحریم های خطرناک. اعتراف میکنه که اون عکسه رو برای دیدن رمز گرفته و بعد از گرفتن عکس رفته تو دوربین زوم کرده و شماره رمز رو پیدا کرده.پاپُستی:
باور بفرمایین این جمله معروف"حلال زاده به داییش میره"، استثنائاتی هم داره
باور بفرمایین این جمله معروف"حلال زاده به داییش میره"، استثنائاتی هم داره





